تبلیغات
مجله دهکده - نگاهی به روابط دختران و پسران (3)
 
درباره وبلاگ


امروزه دنیا با امکانات فضای مجازی به صورت دهکده ای درآمده که گوئی از ابتدا انتهای آن دیده می شود.

مدیر وبلاگ : صدرالدین منوچهر ریاضی
نظرسنجی
رمان قلبهای مهربان در خار و خس در چه سطحی است ؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مجله دهکده
روزگاریست که همه دنیا به وسعت یک دهکده است
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

لازم بتوضیح است کلیه اسامی افراد در این نوشتار به صورت مستعار بوده و بدلیل حفظ امانت تغییر داده شده است .

متاسفانه وقتی به میان عوام می روی به باورها وبرداشتهائی برمی خوری که واقعیت عینی ندارند گاها یک رفتار خاصی را که در چند مورد پیاپی مشاهده می کنند به کل جامعه تعمیم می دهند تصور میکنند که این رفتار کل جامعه را پوشش می دهد بعنوان مثال شکی نیست که در سالهای اخیر آمار اعتیاد در بین پسران جوان روند رو به رشدی داشته است اما این به آن معنا نیست که همه پسران ویا حتی اکثریت پسران جامعه معتادند . مادری می گفت خواستگار برای دخترم پیدا می شود ولی در همه موارد من نگرانم که نکند معتاد باشد آخر اعتیاد همه جا را گرفته است . در صورتی که بسیارند پسران جوانی که در همه عمر لب به سیگار هم نزده اند .

یا مسئله دوست پسر داشتن در میان دختران ، درست است که در پی عوامل مختلفی بعضی از رفتارها درجامعه به شیوه ای نادرست تغییر کرده است و بعضی دختران بدون در نظر گرفتن عواقب آن ، دوست پسر دارند ولی این بدان معنا نیست که همه دختران ویا حتی اکثر دختران دوست پسر داشته باشند . این فکر اصلا درست نیست بسیارند دخترانی که تا زمان ازدواج حتی یک مورد رابطه خارج از عرف نداشته اند.

مریم می نویسد : همه دوستان من دوست پسر دارند ومن را که ندارم زیر سئوال می برند . در پاسخ مریم باید گفت : مگر چند نفری که بعنوان دوست دور بر شما هستند به معنای کل دختران جامعه است . واما مهمتر باید از او پرسید که آیا انسان رفتار خود را با عقل میسنجد یا با عمل تعدادی از افراد قشر عوام جامعه ؟ مگر این قشر خیلی روشن وآگاه است که الگو قرار بگیرند درمیان این قشر با اطمینان می توان گفت اکثریت اصلا فکر کردن را بلد نیستند که بخواهند از روی فکر واستدلال عمل کنند اگر رفتار این قشر از روی خرد بود کجا بود این همه رنج وبدبختی در بین این قشر؟ ، پس در عوض اینکه توبخواهی خودت را همسو با آنان کنی بهتر نیست که توخودت الگوی آنها قرار بگیری ودر فرصتهای مناسب آنان را راهنمائی کنی و در صورت اصرار بر رفتار نادرست آنها را ترک کنی .

درجای دیگر مهدخت 25 ساله در بیان داستان زندگیش می نویسد :

وقتی وارد سال دوم دانشگاه شدم با مهدی آشنا شدم که سال اولی بود، به درس خیلی اهمیت می داد می گفت که تصمیم دارد تا مقاطع بالا ادامه تحصیل بدهد ، خیلی ساده وخجالتی بود وقتی با آو صحبت می کردم متوجه می شدم رنگش عوض شده ودستپاچه است که نشان میداد عادت به همصحبتی با جنس مخالف را ندارد و قبلا با دختری رابطه دوستی نداشته است ، به هم علاقه مند شدیم ، در هر فرصتی پیشنهاد ازدواج میداد ومن که شرایط را مناسب نمی دیدم و یا شاید چون او را کاملا نمی شناختم از پذیرفتن تقاضای ازدواج امتناع میکردم . روزهای اول هفته ای یک با ر همدیگر را می دیدیم ولی بعدا اکثر اوقات فراغت با هم بودیم در طول تعطیلات تابستان که دانشگاه تعطیل بود روابطمان ادامه وبلکه صمیمانه تر شد از من دعوت کرد به منزلش بروم اول امتناع می کردم ولی بتدریج دعوتش را قبول کردم و راهم به خانه شان باز شد با دو خواهرش آشنا شدم البته این آشنائی فقط در حد سلام و احوالپرسی بود در طول سال تحصیلی این رفتن بیشترهم شد بهانه من در رفتن به خانه شان کمک در درس خواندنش بود زیرا من یک سال از نظر کلاسی از او جلوتر بودم ومی توانستم دردرس ها به او کمک کنم البته امروز که به آن روزها فکر میکنم می بینم وقتی به خانه شان می رفتم ابتدا کتاب را باز و مشغول یادگیری می شدیم ولی بعد از چند لحظه گرم صحبت می شدیم . سالی که من فارغ التحصیل شدم او هنوز دانشجو بود ، حالا دیگر وقتش بود با هم ازدواج کنیم من موضوع را با او درمیان گذاشتم در جوابم گفت که من هنوز دانشجو هستم و کار ندارم در طول گذشت زمان کم کم فاصله بین دیدارهایمان زیاد وزیادترمی شد حال این او بود که تمایل زیادی به ملاقات وازدواج با من نشان نمی داد .

و از سوئی سن من بتدریج بالا می رفت اوایلی که وارد دانشگاه شده بودم هر از چند گاهی برایم خواستگار پیدا میشد که بعضا موارد خیلی خوبی هم بودند . چند تائی از دانشجویان ، یکی دو تا از همسایگان وبعضا غریبه که با واسطه پیشنهاد ازدواج میدادند ولی حالا دیگر بندرت پیشنهادی می شد چند وقت پیش خواهرم می گفت یکی از دوستانش می خواسته مرا برای برادرش که مهندس برق بود خواستگاری کند که شنیده بود من نامزد دارم خواهرم میگفت همسایه ها وآشنایان ، اکثریت جریان این دوست پسرت را میدانند وآنرا به حساب نامزد داشتنت می گذارند البته من تا چند وقت پیش فکر می کردم کسی خبر ندارد حالا متوجه می شوم اشتباه بزرگی بود اینکه فکر می کردم کسی نمی فهمد .شاید به همین دلیل است که خیلی کم خواستگار درب خانه مان را میزند.

چند وقت پیش به مهدی گفتم : من در بین افراد خانواده ام ، فامیلم در مورد جریان تو زیر سئوالم با خانواده ات به خواستگاریم بیا نامزد می شویم آنوقت هر زمان توموقعیت را مناسب دیدی با هم ازدواج می کنیم در جوابم گفت اگر خواستگار مناسبی برایت پیدا شد بهش جواب مثبت بده متعجب شدم گفتم پس از چند سال دوستی بین من وتو حالا که خیلی از این رابطه اطلاع دارند این جواب منست ؟

گفت البته میدانی من به تو علاقه دارم ولی خانواده ام مخالف است اول می گفت صبر کن من راضیشان می کنم حالا می گوید راضی نمی شوند حتی می گویند اگر این دختر سر راه تو قرار نمی گرفت تو بیشتر به درست می رسیدی و امروز بعنوان دانشجوی کارشناسی ارشد مشغول تحصیل بودی ، می گفت من هم که کار ندارم درآمدی هم ندارم خواهش می کنم اگر خواستگار خوبی پیدا شد ازدواج کن من از آینده ام ، خانواده ام مطمئن نیستم و ... مهدخت می پرسد چه کنم ؟

بارها گفته وتاکید شده در روابط خارج از عرف بین پسران ودختران این دخترانند که در پایان بیشترین لطمات را می بینند امروز اگر این خانم بخواهد به بهترین حالت قابل تصور بیاندیشد چاره ای ندارد جز اینکه انتخابش را عوض کند ومهدی را به فراموشی بسپارد وخودش راهنمای دختران جوانی بشود که در ابتدای مسیرند از تلخی پایان رابطه خودش بگوید ودیگران را بازدارد تا این راه را نروند .

در پایان از همه دختران جوان می خواهم اینگونه داستانها را در ذهن خود همواره مورد تجزیه و تحلیل قرار بدهند . از خود بپرسند :

چرا مهدخت درحالی که رفتار روزهای اول مهدی را می دید به بی تجربگی و عدم دوراندیشی او دقت نکرد؟

آیا در روزهای اول یک بار از مهدی خواست نظر خانواده اش را جویا شود ونتیجه را به او اطلاع بدهد ؟

آیا بهتر نبود اولین باری که مهدی به او پیشنهاد ازدواج داد از او بخواهد با خانواده اش به خواستگاری بیاید حالا ازدواج پاشد برای هر زمان که مناسب بود ؟ بدین صورت در همان ابتدا نظر خانواده او را می فهمید.

وقتی به خانه مهدی پا گذاشت فکر می کرد خانواده او چه نظری نسبت به وی پیدا خواهند کرد آیا ازخود نمی پرسند به چه انگیزه ومناسبتی با یک پسر خلوت می کند ؟

آیا خانواده مهدخت در جریان ارتباط دخترشان با یک پسر بودند؟ اگر بودند چه واکنشی نشان دادند ؟

هزار بار جای تاسف است که والدینی نسبت به عملکرد دخترشان در خارج از منزل اینقدر بی تفاوت باشند .

آخر پدری که در فکر تامین نیازهای مالی دخترش مثل خرید لب تاب ، گوشی موبایل و... هست آیا به همان اندازه جویای احوال دخترش در خارج از منزل هم هست ؟ مسئله بی اعتمادی نیست مسئله اینست که اگر در جریان رفتار دخترش باشد می تواند بموقع او را راهنمائی کند .

البته خوشبختانه در جامعه ما ایرانیان اکثر والدین نسبت به رفتار دخترانشان در خارج از منزل به اندازه کافی دقت بخرج می دهند اما امید است آندسته اندکی هم که بی تفاوت هستند بخود آیند باید بدانند روزی که دخترشان در اینگونه روابط به بن بست بر میخورد دیگر کار چندانی از آنان برنمی آید. پدر یا مادری که دخترش مدتی با یک پسر رابطه داشته وحالا او و یا خانواده اش موافق ازدواج نیستند چه می تواند بکند ؟... ( ادامه دارد)

خواننده گرامی دیدگاه وتجربه شما می تواند آگاهی بخش دیگران باشد بیش از دوسوم این نوشته مطالب ارسالی شما در قسمت نظرات ویا بخش تماس با من (عنوان بالای صفحه ) بوده است . پس لطفا با ارسال نظر وتجربه خود دراین بحث مشارکت داشته باشید .






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 18 مرداد 1396 12:08 ب.ظ
Hi, i think that i saw you visited my weblog so i came to “return the
favor”.I'm trying to find things to improve my website!I
suppose its ok to use a few of your ideas!!
شنبه 14 مرداد 1396 04:05 ب.ظ
Marvelous, what a blog it is! This weblog provides useful
facts to us, keep it up.
جمعه 1 اردیبهشت 1396 12:11 ب.ظ
This article offers clear idea designed for the new users of blogging,
that actually how to do running a blog.
شنبه 19 فروردین 1396 03:01 ب.ظ
Keep this going please, great job!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
   
   

امارگیر حرفه ای سایت


پنل اس ام اس
پنل اس ام اس رایگان
ریزگردها | روانشناسی
آموزش زبان | مسکن قزوین
کرمان | کوله پشتی

امارگیر حرفه ای وبلاگ و سایت